باد می وزد …
میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
تصمیم با تو است
تو آسیابی که می سازی کی کار می کنه؟
وبلاگتو پیدا نکردم برام بزارش
تصنيف استاد شهرام ناظری شعرِ اثر، از زنده یاد فریدون مشیری است
اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو
اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو
اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش
اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو
اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى
از خانه برون چيست كه از خويش به در شو
گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش
ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو
خاكِ پدران است كه دستِ دگران است
هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو
ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن
شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو
تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى
چون شير درين بيشه سراپاى،جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو
فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است
در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو
ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است
ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو
مشتى خس و خارند، به يك شعله بسوزان
بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شودلا دوباره شب دلگشای باران است
· نگاه تا خلاء وهم میکشاندمان
مرا به کوچه ببر اين صدای باران است
· اگرچه سينه من شوره زار تنهايی است
ولی نگاه ترم آشنای باران است
· دلم گرفته از اين سقفهای بی روزن
که عشق رهگذر کوچههای باران است
· بيا دوباره نگيريم چتر فاصله را
که روی شانه گل جای پای باران است
· نزول آب حضور دوباره مرگ است
دوام باغچه در هایهای باران است